على آقا نورى

295

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

بىتاثير نبود . توضيح اين‌كه اسماعيل در زمان حيات امام صادق ( حداقل سه سال قبل از درگذشت امام ) درگذشت و امام صادق عليه السّلام به منظور رفع شبهه جانشينى وى ، كه در افواه پيچيده بود ، مرگ او را اعلام عمومى نمود و با تأكيد تمام ديگران ، به ويژه شيعيان را به ديدن جنازه‌اش دعوت كرد . « 1 » اين حركت امام به روشنى حكايت از اين داشت كه تصور عمومى و يا حداقل بخشى از شيعيان در زمان حيات اسماعيل اين بود كه رهبرى آينده شيعه از آن اسماعيل است ؛ البته ممكن است طرح رهبرى وى را در آن روزگار تا حدودى برخواسته از انگيزه‌هاى سياسى طراحان آن بدانيم . روايات دال بر انكار امامت اسماعيل توسط امام صادق عليه السّلام نيز بر روايات مثبت اين مدعا ترجيح دارد . « 2 » با اين‌همه بزرگتر بودن اسماعيل در ميان

--> ( 1 ) . مفيد ، الإرشاد ، ج 1 ، ص 209 . ( 2 ) . يكى از پژوهشگران دربارهء اختلاف روايات و فعليت يافتن و يا نيافتن اين نصب دربارهء اسماعيل مىگويد : روايت‌هاى شيعى از اين خبر مىدهد كه امام صادق عليه السّلام اسماعيل را به جانشينى منصوب نفرموده بود . اسماعيل فرزند ارشد امام صادق عليه السّلام به سختى محبوب آن حضرت بود و همين امر سبب مىشد كسانى از اصحاب گمان برند كه او جانشين امام است . اما پس از آنكه اسماعيل در دوران حيات امام صادق عليه السّلام درگذشت كسانى كه چنين گمانى داشتند از پندار پيشين خويش برگشتند و جز شمارى اندك ، به امامت امام كاظم عليه السّلام گراييدند . ( بحار الانوار ، ج 47 ، ص 241 و پس از آن ، ج 48 ، ص 295 و پس از آن ) دربارهء فعليت يافتن و يا فعليت نيافتن اين جانشينى و همچنين عوامل و دلايل آن روايت‌هاى گوناگونى وجود دارد . گاه از اين سخن به ميان آورده‌اند كه اسماعيل به سبب كاستىهاى جسمى يا عواملى از اين دست از سوى امام صادق عليه السّلام از جانشينى كنار زده شد . ( بنگريد به : هاليستر ، تشيع در هند ، ص 227 و 228 ) گاه اين احتمال مطرح شده كه اسماعيل با ابو الخطاب و خطابيه روابط خوبى داشته و همين روابط زمينه بركنارى او را فراهم ساخته است . ( بنگريد به هاليستر ، منبع پيشين ، ص 227 ) درحالىكه برخى از محققان معاصر وجود چنين پيوندهايى را انكار مىكنند و بر آن شواهدى هم دست‌وپا مىكنند . در پاره‌اى از منابع اماميه مىتوان مستنداتى براى اين پيوندها يافت . از آن جمله مىتوان از روايت‌هاى كشى ياد كرد يا از رواياتى نام برد كه در منابع دربارهء ارتباط اسماعيل با ابو الخطاب وجود دارد و برخى منابع فرقه‌شناختى به استناد آنها اصولا اسماعيليه نخستين را با خطابيه يكى دانستند . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : نوبختى ، ص 69 ، اشعرى قمى ، ص 80 ، 81 ؛ دفترى ، مختصرى در تاريخ اسماعيليه ، ص 49 ، همو ، تاريخ و عقايد اسماعيليه ، ص 117 ، 118 ؛ تشيع در هند ، ص 228 ، لويس ، تاريخ اسماعيليان ، ص 38 - 46 . و نيز بنگريد : صابرى ، ج 2 ، ص 108 .